ترجمه "liefde" به فارسی
عشق, مهر, عاطفه بهترین ترجمه های "liefde" به فارسی هستند.
-
عشق
nounOns het lief geword vir die mense van Afrika en het gehoop dat ons eendag kan terugkeer.
عشق به مردم آفریقا در ما ریشه گرفته بود و امیدوار بودیم که دوباره به آنجا بازگردیم.
-
مهر
nounEn Hanna het ongetwyfeld die tere versekerings van sy liefde baie waardeer.
حَنّا مطمئناً مهر و محبتی را که شوهرش به او نشان میداد ارج مینهاد.
-
عاطفه
noun[[عشق]]
Dit het die vermoë om gevoelens en emosies uit te druk wat wissel van tere liefde tot bittere, wrede haat.
انسان میتواند با صدای خود احساسات و عواطف گوناگونی را ابراز کند؛ از رأفت و مهربانی گرفته تا خشونت و نفرت.
-
محبت
noun[[عشق]]
Hy is alwetend, almagtig, volmaak in geregtigheid en die verpersoonliking van liefde.
او عالم کل، قادر مطلق میباشد و در عدالتْ کامل، و مظهر محبت است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " liefde " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "liefde"
عباراتی شبیه به "liefde" با ترجمه به فارسی
-
دوستت دارم · عاشقتم
-
Persian · ترا دوست میدارم · دوستت دارم · عاشقتم
-
Persian · ترا دوست میدارم · دوستت دارم · عاشقتم
-
دوستت دارم · عاشقتم
-
عزیز · فری · گرامی