ترجمه "loop" به فارسی
راه رفتن, پیاده رفتن, پیادهروی بهترین ترجمه های "loop" به فارسی هستند.
loop
verb
noun
دستور زبان
-
راه رفتن
verbJehovah het die Israeliete liefdevol leer loop en hulle op sy arms geneem.
او با مهربانی به اسرائیلیان راه رفتن را یاد داد و با بازوی خود ایشان را گرفت.
-
پیاده رفتن
-
پیادهروی
Nadat hy sowat 150 kilometer na Berseba geloop het, het hy diep in die wildernis ingegaan.
او پس از ۱۵۰ کیلومتر (۹۵ میل) پیادهروی به سمت بئرشِبَع به بیابان رسید.
-
ترجمه های کمتر
- گام زدن
- گشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " loop " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن