ترجمه "lyk" به فارسی

جسد, لاشه, لاش بهترین ترجمه های "lyk" به فارسی هستند.

lyk noun دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • جسد

    noun

    Dit is die kamer waar die lyk gevind is.

    این اتاقی است که جسد در آن یافت شد.

  • لاشه

    noun

    10 Maar kyk, in aeen dag is dit verlate gelaat; en die lyke is vermink deur die honde en wilde diere van die wildernis.

    ۱۰ ولی بنگرید، آن در یک روز متروکه شد، و لاشه های آنها بدست سگ ها و جانوران درندۀ بیابان پاره پاره شد.

  • لاش

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • جنازه
    • نعش
    • کالبد
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " lyk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "lyk" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "lyk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه