ترجمه "meer" به فارسی
دریاچه, daryåche, بیشتر بهترین ترجمه های "meer" به فارسی هستند.
meer
noun
دستور زبان
-
دریاچه
nounSoms klim ek in my bootjie en gaan op ’n meer uit.
بعضی وقتها سوار قایق کوچکم میشم و میرم وسط دریاچه.
-
daryåche
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " meer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Meer
-
بیشتر
adverbHoe meer tyd verloop het, hoe meer het ek gedink dat Jehovah my nooit sou vergewe nie.
هر چه بیشتر میگذشت، فکر این که یَهُوَه مرا نخواهد بخشید، در من قویتر میشد.
تصاویر با "meer"
عباراتی شبیه به "meer" با ترجمه به فارسی
-
دریاچههای بزرگ
-
نزدیکترین نیای مشترک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن