ترجمه "moeilik" به فارسی

سخت, دشوار, صعب بهترین ترجمه های "moeilik" به فارسی هستند.

moeilik
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • سخت

    adjective

    Wanneer party deur teenstrydige emosies geteister word, vind hulle dit moeilik om vergaderinge by te woon.

    وقتی احساسات منفی بر شخص غلبه میکند، حضور در جماعت برای وی سخت میشود.

  • دشوار

    adjective

    Wanneer ’n kind sterf, is dit besonder moeilik vir die moeder.

    مرگ یک فرزند، بخصوص برای مادر دشوار است.

  • صعب

    adjective
  • مشکل

    noun

    As dit te moeilik lyk, kan jy vir hom sê hoe jy oor die saak voel.

    اگر برایت مشکل است، درد دلت را با او در میان بگذار.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " moeilik " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "moeilik" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه