ترجمه "mummie" به فارسی

مومیا, مومیایی بهترین ترجمه های "mummie" به فارسی هستند.

mummie
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • مومیا

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mummie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mummie
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • مومیایی

    adjective noun

    جسدی که از زمان های کهن با بیشتر اعضای خود باز مانده است

اضافه کردن

ترجمه های "mummie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه