ترجمه "naby" به فارسی

nazdic, قریب, نزدیک بهترین ترجمه های "naby" به فارسی هستند.

naby adjective
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • nazdic

  • قریب

    adjective

    Hoewel hulle kosbare erfenis, die Beloofde Land, baie naby was, het sowat 24 000 Israeliete hulle lewe verloor.

    با این که در نزدیکی میراث پرارزششان یعنی سرزمین موعود اردو زده بودند قریب به ۲۴٬۰۰۰ تن از اسرائیلیان جان خود را از دست دادند.

  • نزدیک

    noun

    Ons bly naby aan die skool.

    ما نزدیک مدرسه زندگی می کنیم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " naby " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "naby" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "naby" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه