ترجمه "noord" به فارسی

شمال, شمال بهترین ترجمه های "noord" به فارسی هستند.

noord adverb
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • شمال

    noun

    Dit het alles in die noorde van Kirgistan, waar ek gebly het, begin.

    پخش خبر خوش در این کشور از منطقهٔ شمال قرقیزستان یعنی جایی که ما زندگی میکردیم شروع شد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " noord " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Noord
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • شمال

    noun

    Watter perke was daar aan die uitbreidingspolitiek van die koning van die Noorde?

    چه محدودیتهایی بر سر راه توسعهطلبی پادشاه شمال قرار داشت؟

تصاویر با "noord"

عباراتی شبیه به "noord" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "noord" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه