ترجمه "noord" به فارسی
شمال, شمال بهترین ترجمه های "noord" به فارسی هستند.
noord
adverb
-
شمال
nounDit het alles in die noorde van Kirgistan, waar ek gebly het, begin.
پخش خبر خوش در این کشور از منطقهٔ شمال قرقیزستان یعنی جایی که ما زندگی میکردیم شروع شد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " noord " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Noord
-
شمال
nounWatter perke was daar aan die uitbreidingspolitiek van die koning van die Noorde?
چه محدودیتهایی بر سر راه توسعهطلبی پادشاه شمال قرار داشت؟
تصاویر با "noord"
عباراتی شبیه به "noord" با ترجمه به فارسی
-
ایرلند شمالی
-
ایرلند شمالی
-
کیپ شمالی
-
پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی · پادشاهی متحده
-
آمریکای شمالی
-
پادشاهی متحد بریتانیای کبیر و ایرلند شمالی
-
آمریکای شمالی
-
کره شمالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن