ترجمه "nuut" به فارسی
now, نو, تازه بهترین ترجمه های "nuut" به فارسی هستند.
nuut
adjective
دستور زبان
Pas gemaak of verskyn.
-
now
-
نو
adjectiveWanneer God alles nuut maak, sal die aarde se bewoners juiste kennis van hom en sy wil hê.
وقتی خدا همه چیز را نو بسازد، ساکنان زمین از معرفت دقیق در مورد او و مقاصد او برخوردار خواهند بود.
-
تازه
adjectiveHulle is opnuut versterk en het gehoor gegee.
آنها در حالی که نیرویی تازه گرفته بودند، اطاعت کردند.
-
جدید
adjectiveHierdie opdrag om “mense van al die nasies” te bereik, was nuut.
این فرمان که به پیش «مردمِ همهٔ قومها» بروند جدید بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nuut " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "nuut"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن