ترجمه "onkunde" به فارسی
جهالت, جهل, نادانی بهترین ترجمه های "onkunde" به فارسی هستند.
onkunde
-
جهالت
nounHy sê voorts dat die probleem nie onkunde is nie, maar eiesinnige hebsug.
او میافزاید که مشکل، جهالت نیست بلکه حرص تعمدی میباشد.
-
جهل
nounJuiste kennis van Jehovah en sy voornemens—die teenoorgestelde van onkunde en bygelowigheid—is die sleutel tot ware beskerming.
داشتن شناختی صحیح راجع به یَهُوَه و اهدافش که نقطهٔ مقابل جهل و خرافات است، کلید درِ مستحکمترینِ دژهاست.
-
نادانی
nounMolesteerders buit ’n kind se onkunde uit.
افرادی که از بچهها سوءاستفادهٔ جنسی میکنند، اغلب از نادانی آنان استفاده میکنند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " onkunde " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن