ترجمه "ontlasting" به فارسی

ان, مدفوع, پهن بهترین ترجمه های "ontlasting" به فارسی هستند.

ontlasting
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • ان

    Suffix noun
  • مدفوع

    Een reël aangaande militêre kampe het vereis dat ontlasting buite die kamp begrawe word (Deuteronomium 23:13, 14).

    یکی از قوانین مربوط به اردوی نظامی اسرائیلیان این بود که مدفوع را خارج از اردوگاه دفن کنند.

  • پهن

    adjective
  • ترجمه های کمتر

    • گه
    • براز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ontlasting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ontlasting
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • مدفوع

    Een reël aangaande militêre kampe het vereis dat ontlasting buite die kamp begrawe word (Deuteronomium 23:13, 14).

    یکی از قوانین مربوط به اردوی نظامی اسرائیلیان این بود که مدفوع را خارج از اردوگاه دفن کنند.

اضافه کردن

ترجمه های "ontlasting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه