ترجمه "oog" به فارسی
چشم, چِشم, چِشمчэшм بهترین ترجمه های "oog" به فارسی هستند.
oog
noun
دستور زبان
-
چشم
nounMaar die meisie se “oog” was op die pionierdiens gerig.
ولی «چشم» خواهرمان بر خدمت پیشگامی متمرکز شده بود.
-
چِشم
-
چِشمчэшм
-
ترجمه های کمتر
- tschaschm
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " oog " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Oog
-
چشم
noun interjectionعضو بارز حس بینایی
Maar die meisie se “oog” was op die pionierdiens gerig.
ولی «چشم» خواهرمان بر خدمت پیشگامی متمرکز شده بود.
-
چشم طوفان
تصاویر با "oog"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن