ترجمه "oopmaak" به فارسی

باز کردن, بازکردن, گشودن بهترین ترجمه های "oopmaak" به فارسی هستند.

oopmaak
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • باز کردن

    verb

    Wat ’n pragtige baba het die prinses tog gesien toe sy die mandjie oopmaak!

    وقتی شاهزاده سبد را باز کرد، چه پسر زیبایی را دید.

  • بازکردن

  • گشودن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " oopmaak " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "oopmaak" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه