ترجمه "opdrag" به فارسی
دستور, فرمان, اُرد بهترین ترجمه های "opdrag" به فارسی هستند.
opdrag
-
دستور
nounMaar hy ontvang toe in ’n droom opdrag om dit nie te doen nie.
لیکن، در خواب به او دستور داده شد که چنین نکند.
-
فرمان
nounDie opdrag om ’n gerieflike lewe in Ur te verlaat, was net die begin.
فرمان ترک اور و پایان دادن به زندگی مرفه برای وی تنها شروع سختیها بود.
-
اُرد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " opdrag " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "opdrag" با ترجمه به فارسی
-
رفتار
-
معاهده ورسای
-
انتقال · انتقال دادن · مخابره
اضافه کردن مثال
اضافه کردن