ترجمه "passasier" به فارسی
مسافر, سرنشین بهترین ترجمه های "passasier" به فارسی هستند.
passasier
-
مسافر
nounDaar was ongeveer 30 ander passasiers in en op die vragmotor; party het op die dak gelê en ander moes aan die agterkant vashou.
حدود ۳۰ مسافر دیگر با ما بودند؛ برخی در داخل، بعضی روی سقف ماشین و عدهای آویزان به آن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " passasier " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Passasier
-
سرنشین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن