ترجمه "patroon" به فارسی
الگو, فشنگ, الگو بهترین ترجمه های "patroon" به فارسی هستند.
patroon
noun
دستور زبان
-
الگو
nounDie astrofisikus George Greenstein sê daar is “’n patroon wat die organisasie van sterre betref”.
فیزیکدان نجومی جورج گرینستاین مشاهده کرد که «یک الگو برای سازماندهی ستارگان» وجود دارد.
-
فشنگ
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " patroon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Patroon
-
الگو
nounDie astrofisikus George Greenstein sê daar is “’n patroon wat die organisasie van sterre betref”.
فیزیکدان نجومی جورج گرینستاین مشاهده کرد که «یک الگو برای سازماندهی ستارگان» وجود دارد.
-
فشنگ
noun
اضافه کردن مثال
اضافه کردن