ترجمه "plaas" به فارسی
مزرعه, نشلیدن, نهادن بهترین ترجمه های "plaas" به فارسی هستند.
plaas
verb
noun
دستور زبان
-
مزرعه
nounEk het net vyf jaar lank skoolgegaan, en toe moes ek ook voltyds op die plaas begin werk.
بنابراین من فقط پنج سال درس خواندم و بعد از آن به طور تماموقت در مزرعه کار کردم.
-
نشلیدن
verb -
نهادن
Verb verb
-
ترجمه های کمتر
- هشتن
- کشتزار
- گذاشتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plaas " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Plaas
-
کشتزار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن