ترجمه "plant" به فارسی

گياه, بوته, گیاه بهترین ترجمه های "plant" به فارسی هستند.

plant
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • گياه

    noun
  • بوته

    noun
  • گیاه

    noun

    Jona het absoluut niks gedoen om vir daardie plant te sorg nie.

    یُونُس هرگز برای رشد آن گیاه زحمتی نکشیده بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Plant
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • گياه

    noun
  • گیاه

    noun

    Jona het absoluut niks gedoen om vir daardie plant te sorg nie.

    یُونُس هرگز برای رشد آن گیاه زحمتی نکشیده بود.

عباراتی شبیه به "plant" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "plant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه