ترجمه "plek" به فارسی
جايگاه, جا, محل بهترین ترجمه های "plek" به فارسی هستند.
plek
noun
دستور زبان
-
جايگاه
-
جا
nounOm deur God geseën te word, hang nie af van plek of toewysing nie.
برکت یافتن از خدا مشروط به جا و مکان یا شغل نیست.
-
محل
nounDit is ’n versterkte plek, ’n plek van veiligheid of oorlewing.
محلی است مستحکم، جایی امن یا محل بقا.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plek " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن