ترجمه "prostituut" به فارسی

جنده, روسپی, فاحشه بهترین ترجمه های "prostituut" به فارسی هستند.

prostituut noun دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • جنده

    noun
  • روسپی

    noun

    Neem ook die geval van Ragab, ’n prostituut wat in die stad Jerigo gewoon het.

    به آنچه بر راحاب، زنی روسپی در شهر اَریحا گذشت بیندیشید.

  • فاحشه

    noun

    5:3—Waarom word ’n prostituut “’n vreemde vrou” genoem?

    ۵:۳ — چرا فاحشه را «زن اجنبی» مینامد؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prostituut " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "prostituut" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه