ترجمه "ring" به فارسی
حلقه, انگشتر بهترین ترجمه های "ring" به فارسی هستند.
ring
-
حلقه
noun -
انگشتر
Toe het hy sy slawe beveel om vir sy seun ’n lang gewaad, ’n ring en sandale te gee.
سپس به غلامانش دستور داد که برای پسرش قبا، انگشتر، و کفش بیاورند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ring " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "ring"
عباراتی شبیه به "ring" با ترجمه به فارسی
-
منگوش · گوش · گوشواره
-
مقدار گرد شده
-
حلقه سیارهای
-
ارباب حلقهها: یاران حلقه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن