ترجمه "rug" به فارسی

پشت, پس بهترین ترجمه های "rug" به فارسی هستند.

rug noun دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • پشت

    noun

    Op hierdie stadium in hulle lewe sal verstandige tieners dus nie hulle rug op hulle ouers draai nie.

    بنابراین، نوجوانان عاقل، در این مرحله از زندگیشان به والدینشان پشت نخواهند کرد.

  • پس

    adjective conjunction noun adverb

    Ná sy ongeluk het die gerug versprei dat hy blind geword het omdat hy ’n towenaar is.

    پس از آن شایع شد که او چشمش را از دست داد به دلیل این که او یک جادوگر است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rug " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "rug"

اضافه کردن

ترجمه های "rug" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه