ترجمه "saad" به فارسی
دانه, تخم, تُخم بهترین ترجمه های "saad" به فارسی هستند.
saad
noun
دستور زبان
-
دانه
nounToe hulle weer in Juda was, het hulle die grond bewerk en saad op die landerye gesaai.
آنان وقتی به یهودا بازگشتند، خاک آن سرزمین را زیر کشت برده و در آن دانه افشاندند.
-
تخم
nounDie woord “grondlegging” is vertaal uit ’n Griekse term wat letterlik “neerwerping van saad” beteken.
واژهٔ یونانی که در فارسی «بنیاد» ترجمه شده است به طور تحتاللفظی به مفهوم «پاشیدن تخم» است.
-
تُخم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " saad " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Saad
-
بذر
nounOns moet die goeie grond van ons hart, waar die saad van Koninkrykswaarheid gesaai word, bewerk.
ابتدا باید به اصطلاح، روی خاک دلمان که بذر ملکوت در آن افشانده شده است کار کنیم.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن