ترجمه "sahara" به فارسی

صحرا, صحرای بزرگ آفریقا, صحرا بهترین ترجمه های "sahara" به فارسی هستند.

sahara
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • صحرا

    noun

    Nomade van die Sahara, soos die Toearegs, gebruik nog steeds leersakke wat van die volledige huid van ’n bok of ’n skaap gemaak is.

    چادرنشینان صحرا همچون قبایل توارق عرب هنوز هم از مشک پوست بز یا گوسفند استفاده میکنند.

  • صحرای بزرگ آفریقا

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sahara " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sahara
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • صحرا

    noun

    Nomade van die Sahara, soos die Toearegs, gebruik nog steeds leersakke wat van die volledige huid van ’n bok of ’n skaap gemaak is.

    چادرنشینان صحرا همچون قبایل توارق عرب هنوز هم از مشک پوست بز یا گوسفند استفاده میکنند.

تصاویر با "sahara"

عباراتی شبیه به "sahara" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sahara" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه