ترجمه "seun" به فارسی

پسر, pesar, فرزند بهترین ترجمه های "seun" به فارسی هستند.

seun noun دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • پسر

    noun masculine

    Soos die verlore seun het hierdie jong vrou onafhanklikheid gesoek.

    این زن جوان همچون آن پسر گمشده در پی استقلال بود.

  • pesar

  • فرزند

    noun

    Hulle droefheid oor hulle kinderloosheid het in vreugde verander toe die vrou aan ’n seun geboorte gegee het.

    اما غصهای بر دل این زن سنگینی میکرد و آن غم نداشتن فرزند بود.

  • ترجمه های کمتر

    • فرزند پسر
    • پس
    • پور
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " seun " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "seun" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "seun" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه