ترجمه "sig" به فارسی
بینایی, بینش بهترین ترجمه های "sig" به فارسی هستند.
sig
-
بینایی
nounBeskou nou ’n lewenslustige tienermeisie wat skielik haar gesig verloor.
حالا به سرگذشت دختر نوجوان و پرشوری میپردازیم که ناگهان بینایی خود را از دست میدهد.
-
بینش
nounJehovah sal jou natuurlik nie wonderdadige insig en wysheid gee nie.
البته یَهُوَه به طور معجزهآسا به شما بینش و حکمت نمیدهد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sig " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sig" با ترجمه به فارسی
-
رابطه
-
نمای محافظت شده
-
رخ · رو · روی · صورت · ظاهر · هوا · چهره
-
مشاهده · نما · هوا
-
نمای شخصی
-
نمای کلاسیک
-
مشغول
-
نمای Backstage
اضافه کردن مثال
اضافه کردن