ترجمه "sig" به فارسی

بینایی, بینش بهترین ترجمه های "sig" به فارسی هستند.

sig
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • بینایی

    noun

    Beskou nou ’n lewenslustige tienermeisie wat skielik haar gesig verloor.

    حالا به سرگذشت دختر نوجوان و پرشوری میپردازیم که ناگهان بینایی خود را از دست میدهد.

  • بینش

    noun

    Jehovah sal jou natuurlik nie wonderdadige insig en wysheid gee nie.

    البته یَهُوَه به طور معجزهآسا به شما بینش و حکمت نمیدهد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sig " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sig" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "sig" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه