ترجمه "silwer" به فارسی

نقره, سیم, سيم بهترین ترجمه های "silwer" به فارسی هستند.

silwer adjective noun دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • نقره

    noun

    از عنصرهای جدول تناوبی عنصرها

    Ons moet “die kennis van God” as “silwer” en as “verborge skatte” beskou.

    آری، باید «معرفت خدا» را به چشم «نقره» و «خزانههای مخفی» نگاه کنیم.

  • سیم

    noun
  • سيم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " silwer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Silwer
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • نقرهای

    adjective

    Dit was nagenoeg sewe keer soveel goud en silwer as wat die eerste ballinge kon terugbring.

    این هدایا هفت برابر طلا و نقرهای بود که اولین گروه تبعیدیان توانسته بودند با خود بیاورند.

تصاویر با "silwer"

اضافه کردن

ترجمه های "silwer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه