ترجمه "skiet" به فارسی

تیراندازی کردن, شلیک کردن بهترین ترجمه های "skiet" به فارسی هستند.

skiet verb دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • تیراندازی کردن

  • شلیک کردن

    verb

    Eenkeer het ek ’n man probeer skiet, maar gelukkig het die koeël die gespe van sy belt getref!

    یک بار به مردی شلیک کردم، ولی خوشبختانه گلوله بعد از اصابت به سگک کمربندش کمانه کرد!

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " skiet " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "skiet" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه