ترجمه "slaap" به فارسی

خوابیدن, خواب, غنودن بهترین ترجمه های "slaap" به فارسی هستند.

slaap verb noun دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • خوابیدن

    verb

    Hulle bied bang jongmense ’n plek om te slaap en kos om te eet aan.

    همچنین، احتمال دارد که این افراد غذا و جایی برای خوابیدن به این جوانان آواره و هراسان بدهند.

  • خواب

    noun

    Susanne slaap in die dood en wag dat Jehovah haar opwek.

    او حالا در خواب مرگ به سر میبرد و منتظر است که یَهُوَه رستاخیزش دهد.

  • غنودن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • خوابيدن
    • نوم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " slaap " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "slaap" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه