ترجمه "spier" به فارسی

عضله, ماهیچه, ماهیچه بهترین ترجمه های "spier" به فارسی هستند.

spier noun دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • عضله

    noun

    Ook bevat sy spiere ’n chemiese middel wat suurstof berg.

    اما در عضلات این جانور مادهای شیمیایی وجود دارد که اکسیژن را در خود ذخیره میکند.

  • ماهیچه

    noun

    Die Skepper het jou gesig met baie spiere ontwerp—altesaam oor die 30.

    آفریدگارمان تنها در صورت ما بیش از ۳۰ ماهیچه قرار داده است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spier " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Spier
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • ماهیچه

    noun

    ماهیچهها انرژی شیمیایی مواد غذایی را به انرژی مکانیکی تبدیل میکنند

    Die Skepper het jou gesig met baie spiere ontwerp—altesaam oor die 30.

    آفریدگارمان تنها در صورت ما بیش از ۳۰ ماهیچه قرار داده است.

اضافه کردن

ترجمه های "spier" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه