ترجمه "spioen" به فارسی

جاسوس, اپیشه بهترین ترجمه های "spioen" به فارسی هستند.

spioen
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • جاسوس

    noun

    Sy het die spioene laat sweer dat sy en haar familie gespaar sou word.

    پس آن دو جاسوس را قسم داد که جان او و جان خانوادهاش را حفظ کنند.

  • اپیشه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spioen " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "spioen" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه