ترجمه "staan" به فارسی
ایستادن, istådan, på shodan بهترین ترجمه های "staan" به فارسی هستند.
staan
verb
دستور زبان
-
ایستادن
verbMoenie aggressief of opdringerig wees of soos ’n wag langs die uitstalling staan nie.
تندخویی، اصرار ورزی یا ایستادن کنار چرخدستی مثل پلیس.
-
istådan
-
på shodan
-
ترجمه های کمتر
- ایست
- وایسادن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " staan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "staan"
عباراتی شبیه به "staan" با ترجمه به فارسی
-
فهمیدن
-
istådan · på shodan · ایستادن · برخاستن · پا شدن
-
متوجه نمیشم · متوجه نمیشوم · متوجه نیستم · نمیفهمم
-
برهان اخلاقی
-
بازی خرپلیس
اضافه کردن مثال
اضافه کردن