ترجمه "stasie" به فارسی

ایستگاه ترجمه "stasie" به فارسی است.

stasie
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • ایستگاه

    noun

    Terwyl die vader eendag met sy vragmotor werk toe gery het, het hy na dieselfde stasie geluister.

    یک روز که با کامیون خود به سر کار میرفت، به همان ایستگاه رادیویی گوش کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stasie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "stasie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه