ترجمه "ster" به فارسی

ستاره, اختر, setåre بهترین ترجمه های "ster" به فارسی هستند.

ster noun دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • ستاره

    noun

    bol plasma waarin kernfusie plaasvind

    Dit moet dan Satan wees wat daardie ster laat skyn het.

    پس حتماً این شِیطان بود که ستاره را به درخشیدن واداشت.

  • اختر

    noun
  • setåre

  • ترجمه های کمتر

    • نجم
    • کوکب
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ster " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "ster"

عباراتی شبیه به "ster" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ster" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه