ترجمه "stoel" به فارسی

صندلی, کرسی, جا بهترین ترجمه های "stoel" به فارسی هستند.

stoel noun دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • صندلی

    noun

    Elke aand moes ons ons tafel en twee klein stoele skuif om plek te maak vir die klapbed.

    هر شب میز و دو صندلی کوچکمان را کنار میکشیدیم تا تخت دیواری را باز کنیم.

  • کرسی

    noun

    Jesus het op hulle geestelike verdorwenheid gewys toe hy gesê het: “Die skrifgeleerdes en die Fariseërs sit op die stoel van Moses.

    عیسی فساد روحانی آنان را خاطرنشان کرد، هنگامی که گفت: «کاتبان و فریسیان بر کرسی موسی نشستهاند.

  • جا

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " stoel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Stoel
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • صندلی

    noun

    Elke aand moes ons ons tafel en twee klein stoele skuif om plek te maak vir die klapbed.

    هر شب میز و دو صندلی کوچکمان را کنار میکشیدیم تا تخت دیواری را باز کنیم.

تصاویر با "stoel"

عباراتی شبیه به "stoel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "stoel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه