ترجمه "stop" به فارسی
بازداشتن, نگه داشتن, توقف بهترین ترجمه های "stop" به فارسی هستند.
stop
-
بازداشتن
verb -
نگه داشتن
verb -
توقف
Uiteindelik, wanneer hulle stop om iets te eet, besef die dissipels dat hierdie man Jesus is.
بالاخره، وقتی که آنها برای شام توقف میکنند، شاگردان تشخیص میدهند که این مرد عیسی است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " stop " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "stop" با ترجمه به فارسی
-
سامانه خاموش روشن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن