ترجمه "strand" به فارسی
ساحل, پلاژ, کرانه بهترین ترجمه های "strand" به فارسی هستند.
strand
noun
دستور زبان
-
ساحل
nounHy tel ’n tydskrif op en sien ’n prent van ’n groep jongmense op die strand.
او مجلهای را برمیدارد و در آن عکس گروهی جوان را در ساحل مشاهده میکند.
-
پلاژ
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " strand " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Strand
-
کرانه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن