ترجمه "student" به فارسی

دانشجو, شاگرد, دانش اموز بهترین ترجمه های "student" به فارسی هستند.

student noun دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • دانشجو

    noun

    Toe ek ’n student was, het jy met ’n graad ’n werk gehad.

    وقتی من دانشجو بودم، اگر مدرک داشتید، کار داشتید.

  • شاگرد

    noun

    Prys die student as daar ’n spesifieke punt is waarop hy goed gedoen het.

    اگر شاگرد یکی از جنبههای سخنوری را خوب انجام داد، او را تحسین کنید.

  • دانش اموز

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • دانش آموز
    • دانشآموز
    • محصل
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " student " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Student
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • دانشآموز

    noun

    Die student se houding het verander, en hy het met belangstelling na ons suster begin luister.

    حالت چهرهٔ دانشآموز کمی تغییر کرد، و با علاقه شروع به گوش کردن نمود.

اضافه کردن

ترجمه های "student" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه