ترجمه "suid" به فارسی
نیمروز, جنوب, جنوب بهترین ترجمه های "suid" به فارسی هستند.
suid
adverb
-
نیمروز
noun -
جنوب
nounEgipte is beperk tot ’n posisie van mindere belang suid van die land van Juda.
از منزلت مصر که در جنوب سرزمین یهودا قرار دارد کاسته شده بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " suid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Suid
-
جنوب
nounWat weet ons van die toekoms van die koning van die Noorde en die koning van die Suide?
دربارهٔ آیندهٔ پادشاه شمال و جنوب چه میدانیم؟
عباراتی شبیه به "suid" با ترجمه به فارسی
-
خاودا
-
افریقای جنوبی
-
زبان سوتو
-
آفریقای جنوبی · افریقای جنوبی
-
سودان جنوبی
-
جنوب
-
آفریقای جنوبی
-
آمریکای جنوبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن