ترجمه "swanger" به فارسی
آبستن, باردار, حامله بهترین ترجمه های "swanger" به فارسی هستند.
swanger
-
آبستن
adjective -
باردار
nounAs ’n sekondêre vrou van Abraham het Hagar swanger geword.
هاجر زن فرعی ابراهیم شده، از او باردار شد.
-
حامله
adjectiveMaar toe het hy uitgevind dat sy swanger is!
یوسف که مریم را دختری پاک و باایمان میدانست، متوجه شد که او حامله است!
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " swanger " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن