ترجمه "taxi" به فارسی
تاکسی ترجمه "taxi" به فارسی است.
taxi
-
تاکسی
nounSal jy in ’n taxi klim en vir die bestuurder sê om heeltyd om die blok te ry totdat sy brandstof op is?
آیا پس از سوار شدن به تاکسی، از راننده میخواهی آنقدر دور یک میدان بچرخد تا بنزین ماشینش تمام شود؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " taxi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن