ترجمه "tevrede" به فارسی

خرسند, خشنود بهترین ترجمه های "tevrede" به فارسی هستند.

tevrede
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • خرسند

    adjective

    Toe sy die Bybel saam met Jehovah se Getuies begin studeer het, was haar man, Steve, ontevrede daaroor.

    وقتی او مطالعهٔ کتاب مقدّس را با شاهدان یَهُوَه شروع کرد، شوهرش فرشید از این موضوع خرسند نبود.

  • خشنود

    Sy het geweet dat hy nie tevrede sou wees as sy so ’n weg inslaan nie.

    او میدانست که با انجام این کار نمیتواند یَهُوَه را از خود خشنود سازد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " tevrede " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "tevrede" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه