ترجمه "tier" به فارسی
ببر, پلنگ, ببر بهترین ترجمه های "tier" به فارسی هستند.
tier
noun
دستور زبان
-
ببر
nounArnold het sy tiertjie teruggekry en sy trane afgevee.
ببر به نزد آرنولد باز گردانیده شد و آرنولد اشکهای خود را پاک کرد.
-
پلنگ
noun -
[[ببر]]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " tier " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Tier
-
ببر
nounگونهای از پلنگیان
Arnold het sy tiertjie teruggekry en sy trane afgevee.
ببر به نزد آرنولد باز گردانیده شد و آرنولد اشکهای خود را پاک کرد.
تصاویر با "tier"
عباراتی شبیه به "tier" با ترجمه به فارسی
-
ببر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن