ترجمه "vader" به فارسی
پدر, بابا, خدای پدر بهترین ترجمه های "vader" به فارسی هستند.
vader
noun
دستور زبان
-
پدر
nounعضو درجه یک خانواده و مسئول اول
Tog herken sy vader hom terwyl hy “nog ’n hele ent weg was”.
او گرچه «هنوز تا خانه فاصلهٔ زیادی داشت» پدر او را شناخت.
-
بابا
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vader " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Vader
-
خدای پدر
Hulle het God die Vader en Jesus Christus, die Seun van God, vereer, en hulle het die . . .
آنان خود را وقف خدای پدر و عیسی مسیح، پسر خدا، میکردند و . . .
عباراتی شبیه به "vader" با ترجمه به فارسی
-
دعای ربانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن