ترجمه "ver" به فارسی
dur, دور, طولانی بهترین ترجمه های "ver" به فارسی هستند.
ver
-
dur
-
دور
nounJesus se voorspelde koms was nog ver in die toekoms.
پیشگویی ظهور عیسی بایست در آیندهٔ دور اتفاق میافتاد.
-
طولانی
adjectiveParty broers moet ver ry om by die huis te kom.
برخی اعضای جماعت باید بعد از جلسات مسیری طولانی را رانندگی کنند تا به خانه برسند.
-
دراز
adjectiveHulle het al ver gevorder, maar daar het nog baie werk voorgelê!
ساخت آن هنوز به پایان نرسیده بود و آنان راهی دراز در پیش داشتند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ver " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ver" با ترجمه به فارسی
-
پسر کو ندارد نشان از پدر تو بیگانه خوانش؛ مخوانش پسر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن