ترجمه "vinger" به فارسی

انگشت, انگشد بهترین ترجمه های "vinger" به فارسی هستند.

vinger noun دستور زبان
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • انگشت

    noun

    Die man se vinger op die sneller het ontspan, en ek het versigtig agteruitgeloop, uit sy kantoor uit.

    انگشت مرد روی ماشهٔ تفنگ آرام شد و من با احتیاط از دفترش بیرون آمدم.

  • انگشد

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vinger " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "vinger"

عباراتی شبیه به "vinger" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "vinger" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه