ترجمه "vlak" به فارسی
سطح, صفحه, صفحه بهترین ترجمه های "vlak" به فارسی هستند.
vlak
-
سطح
nounKyk, Indië het baie besmet gehad, maar met ’n lae vlak.
نگاه کنید,هند هم مبتلا شدگان زیادی داشت, ولی سطح کمتری داشت.
-
صفحه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " vlak " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Vlak
-
صفحه
nounKies die periode van onaktiwiteit na wat die vertoon moet invoer " standby " modus. Hierdie is die eerste vlak van elektrisiteit sparing
انتخاب دورۀ غیرفعال ، بعد از اینکه صفحه نمایش باید وارد حالت » نیمه روشن « شود. این اولین سطح ذخیرۀ توان میباشد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن