ترجمه "vlak" به فارسی

سطح, صفحه, صفحه بهترین ترجمه های "vlak" به فارسی هستند.

vlak
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • سطح

    noun

    Kyk, Indië het baie besmet gehad, maar met ’n lae vlak.

    نگاه کنید,هند هم مبتلا شدگان زیادی داشت, ولی سطح کمتری داشت.

  • صفحه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vlak " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Vlak
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • صفحه

    noun

    Kies die periode van onaktiwiteit na wat die vertoon moet invoer " standby " modus. Hierdie is die eerste vlak van elektrisiteit sparing

    انتخاب دورۀ غیرفعال ، بعد از اینکه صفحه ‌نمایش باید وارد حالت » نیمه روشن « شود. این اولین سطح ذخیرۀ توان می‌باشد

اضافه کردن

ترجمه های "vlak" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه