ترجمه "voorkop" به فارسی

پيشانی, پیشانی, pišāni بهترین ترجمه های "voorkop" به فارسی هستند.

voorkop
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • پيشانی

  • پیشانی

    noun

    Veda het die ongeluk oorleef—met ’n diep sny in haar voorkop.

    در پیشانی وِدا جراحت عمیقی ایجاد شد، ولی او جان سالم به در برد.

  • pišāni

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " voorkop " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "voorkop"

اضافه کردن

ترجمه های "voorkop" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه