ترجمه "vriendin" به فارسی

دوست, رفیق, یار بهترین ترجمه های "vriendin" به فارسی هستند.

vriendin
+ اضافه کردن

آفریکانس-فارسی فرهنگ لغت

  • دوست

    noun

    Maar Eva was nie meer ’n vriendin van God nie.

    اما حَوّا دیگر دوست خدا نبود.

  • رفیق

    noun
  • یار

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " vriendin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "vriendin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه