ترجمه "water" به فارسی
آب, åb, اب بهترین ترجمه های "water" به فارسی هستند.
water
verb
noun
دستور زبان
-
آب
nounSy het vir hulle sap gegee en vir hulle ’n klereborsel, ’n bak water en handdoeke gevat.
ماریا برایشان آبمیوه آورد و همچنین برس لباس، آب و حوله برایشان تهیه کرد.
-
åb
-
اب
nounBeesvleis produksie gebruik 100 keer meer water as wat meeste groente vereis.
و تولید گوشت گاو به طور اخص 100برابر بیشتر از تولید گیاهان به اب نیاز داره.
-
ترجمه های کمتر
- āb
- آب âb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " water " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Water
-
آب
nounترکیب شیمیایی (از عناصر اکسیژن و هیدروژن)
Sy het vir hulle sap gegee en vir hulle ’n klereborsel, ’n bak water en handdoeke gevat.
ماریا برایشان آبمیوه آورد و همچنین برس لباس، آب و حوله برایشان تهیه کرد.
-
ویژگیهای آب
تصاویر با "water"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن